خرید بک لینک
موندم پشت کنکور و ی سال دیگ فقط زبان خوندمخوندم تا دبیر بشم اما ب چندین دلیل نشد اولش سختم بود قبول کنم انگار این رویای ن چندان بزرگ برام ی مکان امن بود ک یک هو از دستش دادمدانسگاه حکیم سبزوار شهر خودمون ادبیات و زبان انگیلیسی قبول شدمببخشید ک انقد تنبلی کردم اما قفله قفلممن دوسال و خورده ایتوی اتاقم گیر کرده بودمماهی ی روزاز زندگیم لذت میبرماما شب دوباره همین جا گیر کردماما این اتاق ی پنجره رو ب درخت توت داره پاییز ک میشه افتاب قشنگی ب اتاقم هدیه میدهبا بوی عود نسکافه اینجارو میکنه بهشتاما بازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد خوشنام تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 8:36

چندین روزه ک تصمیم گرفتم بیام و اینجا فعالیت کنم اما ب دلایلی نمیشه؛وقتی بعد مدت ها اومدم و پست های قدیمی رو خوندم احساس کردم وارد خونه ی بچگیام شدم، پر از خاطرات از زمان هایی همه چیز برام قشنگ بوده و حتی زمان هایی ک همه چیز تیره بوده.میتونم اینو با قاطعیت بگم ک خیلی تغییر کردم اما مطمئنا بخش بزرگی از من مثل این خونه تغییر نکرده، شاید خاک خورده، شاید بازسازی شده، شاید رنگ شده، شاید دکوراسیونش تغییر کرده باشه، شاید بعضی گلدوناش خشک و بعضیاش شکوفه داده باشن اما بدون شک دیوارا هنوز همون دیواراست حتی اگ دیواراش بریزن، حتی اگ خرابش کنن باز این زمین و این خاک همون قبلیه. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد خوشنام تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 23:07

موندم پشت کنکور و ی سال دیگ فقط زبان خوندمخوندم تا دبیر بشم اما ب چندین دلیل نشداولش سختم بود قبول کنم انگار این رویای ن چندان بزرگ برام ی مکان امن بود ک یک هو از دستش دادمدانسگاه حکیم سبزوار شهر خودمون ادبیات و زبان انگیلیسی قبول شدمببخشید ک انقد تنبلی کردم اما قفله قفلممن دوسال و خورده ایتوی اتاقم گیر کرده بودمماهی ی روزاز زندگیم لذت میبرماما شب دوباره همین جا گیر کردماما این اتاق ی پنجره رو ب درخت توت داره پاییز ک میشه افتاب قشنگی ب اتاقم هدیه میدهبا بوی عود نسکافه اینجارو میکنه بهشتاما بازم تو این بهشت فقط میتونم دراز بکشم و فیلم نگاه کنم کافکا در ساحلو میخونم قشنگه اما دارم خسته میشموایپ پاییزی این روزارو دوس دارممتاسفانه خورد تو ذوقم و دانشگاه برا دو هفته ی اول مجازی شد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد خوشنام تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 12:40

همه ی مردم جهان ب طور پیش فرض این اختلال رو دارن حالا داستان چیه؟سینستزیا یا حس آمیزی یه نوع اختلال عصبیهک از قضا ونسان ونگوک هم این اختلال رو داشته!بیلی آیلیش هم این اختلال رو داره!سینستزیا چجوریه؟کسانی  ک سینستزیا داره میتوننند رنگ یا طعم چیزهاییک رنگ و طعم ندارن رو بفهمند!میتونند بفهمند،نمیبینند!مثل موسیقی!خیلی از هنرمندان و موسیقی دانان این اختلال رو دارند و از اون توی آثارشون بهرره میبرند!برای مثال ی نقاش میتونه بابهره گرفتن از رنگ و نقش هایی ک توی موسیقی متوجه شده است یک اثر هنری خلق بکندخیلی از آدما هستن ک اعداد یا فرمول های ریاضی رو رنگی میبینند!جالب این هست که بیشتر آدم ها این اختلال رو دارند و متجهش نمیشندو فکر میکنند که آدم های دیگه هم قابلیت فهمیدن ایطور چیزها رو دارند!.....من هم از بچگی همینطور بودم برای مثال اعداد همیشه برای من رنگی بودند ولی یا خجالت میکشیدم در موردش صحبت کنم یا فکر میکردم همه ی آدم ها هم همینطور هستند ،حتی گاهی آدم ها هم وابسته شخصیتشون برام رنگی هستند...حتی اگه ندیده باشمشون.برای من خیلی جالب بودشما چی ؟!شما هم این اختلال رو دارین؟!یا با همیچین آدم هایی مواجه شدین؟1بگین تا هم دیگه رو پیدا کنیم.... [ دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۹ ] [ 12:40 ] [ Yack*-* ] [ ] ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد خوشنام تاريخ: سه شنبه 7 تير 1401 ساعت: 22:43

نمیدونم باید از چی نویسم زمان زیادی از اخرین پستم گذشتهو  اینکه من امسال کنکور داشتم کنکور تجربی زبان و هنر این اواخر خیلی سخت بهم یگذشت ک خب بدم نمیاد در اینده احوالاتم رو باهات در میون بزارم و تغییراتی ک درونم اتفاق از اهداف زندیگ و سلایقم تا عقایدی ک انگار زیر و رو شدن بیشتر پست های قدیمیم خیلی برام بیگانه ب نظر میانو البته دوستای یادی هستند ک باید ب وبلاگشون سر بزنم چون دلم خیلی تنگ شده سعی میکنم از این ب بعد مفید تر بنویسم و فک کنم کارایی زیادی هست ک باید برای وبلاگ خاک گرفتم انجام بدمقول میدم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد خوشنام تاريخ: سه شنبه 7 تير 1401 ساعت: 22:43

بعد از این همه روز توی قرنطینهبرای ی کار کوچیک رفتم مدرسمراستش....تابحال انقد با عشق ب آدمای اطرافم تو خیابون نگاه نکرده بودمو حتی مدرسمو مدیرمالبته کاملا معلومه ک انگار هنوز بعضیا درک نکردن وقتی بعداادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد خوشنام تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 10:06

روزگار همیشه بر یک قرار نمیاد روز دارد .شب دارد ،روشنی دارد، کم دارد؛بیش دارد...دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده؛بهار می آید.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد خوشنام تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 10:06

ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺁﺧﺮﺵ ﭼﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ... ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﺎﻃﻔﯽ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻫﻢ ﻗﯿﺪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢﺑﻌﺪ ﯾﮏ ﮐﻢ،ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﮐﻤﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﯾﮏ ﮐﻢ ﻏﺼﻪ ﻣﯽﺧﻮﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﻌﺪ ﮐﻢ ﮐﻢ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﻣﯽﺭﻭﺩ... ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﮐﻪ ﻧﻪ ، ﻭﻟﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد خوشنام تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 10:06

بنیامین بهادری ی حرف خیلی قشنگ زد تو برنامه ی دورهمیاینکهکرونا تبدیل ب مشکلی شد ک تمام مردم دنیا درگیرشنینی برای اولین بار همه مثل همیمآخر هم گفتجهان بعد از کرونا ،جهانه جدید و دیدنی ای هستادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد خوشنام تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 10:06

امیدوارم شروع ی دوست داشتن دلنشین

و یک رابطه ی سالم باشه

فقط!

برچسب: نویسنده: میلاد خوشنام تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:58

راستشو بخواین

هنوز ب هرکی رشتش گرافیک

نقاشی ،طراحی دوخته حسودی میکنم

من ب همه حسودی میکنم

و نمیتونم کنترلش کنم

برچسب: نویسنده: میلاد خوشنام تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:58

انقد درگیر مدرسه و اهدافم شدم ک وبمو فراموش کردموبم چندین ماهه ک خاک خورده حتی یادم رفت دو سالش شد؛دیگ مث قبل هر چیزی اشکمو در نمیاره مرگ دوست صمیمیم باعث شد بفهمم زندگیم چقد کوتاههیکسال گذشت و من چن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد خوشنام تاريخ: دوشنبه 13 خرداد 1398 ساعت: 16:16

حقا ک فوتبال آدمو از کار زندگی می ندازه

اون موقع ک میگی گور بابای آزمون سنجش

و میشینی فوتبال نگا میکنی

برچسب: نویسنده: میلاد خوشنام تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:41

* That smile....that damn smile *

#13rw

Haa_ baker#

برچسب: نویسنده: میلاد خوشنام تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 19:37

دير كرده ام. با لبخند وارد مطب دكتر مي شوم. بعد از سلام و احوالپرسي، به خانم منشي مي گويم چه خوشگلتر از هميشه شده اي. چنان خوشحال مي شود، انگار دنيا را به او داده ام. يادش مي رود كه مي خواست بابت بدقوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد خوشنام تاريخ: پنجشنبه 22 آذر 1397 ساعت: 8:12

صفحه بندی